X
تبلیغات
آقای خاص!!!

آقای خاص!!!

همه نمی توانند نابغه باشند ولی همه می توانند >خاص< باشند!!!

شاهین نجفی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاهین نجفی چه غلطی کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

طرف فکر کرده ابی یا داریوشه!!!!!!!!!!

2ساله واسه ما خواننده شده بعد میاد..

....................................................

و احمقایی که مثل قضیه گلشیفته فراهانی شروع کردن به حمایت از شاهین نجفی!!!!!!

.......................................

امام علی النقی علیه السلام:
ألْحِكْمَةُ لاتَنْجَعُ فِى‏الطِّباعِ الْفاسِدَةِ؛
حكمت در سرشت‏هاى فاسد تأثيرى ندارد
(بحارالأنوار، ج ۷۸ ص ۳۷۰)

......................................................................


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 20:28  توسط آقای خاص!!!  | 

بین من و تو!!!

بین ما فاصله یک پول کثیفه
درد من گشتن کاره عشق تو خریدن مانتو و کیفه

*********************************
عقل تو ناقصه اما مایه و پولت که جوره
عقل من کامله اما پول و ثروتم خفیفه

*********************************
نمی خوام کلاس بذارم نمیخوام افه بیام که
باهوشم اما می دونی که دانشگاهم شریفه

*********************************
علتی برام نمونده که کنار تو بمونم
تنها علتم همینه!پوست صورتت لطیفه

*********************************
همیشه لیز می خوری و همیشه دور میشی از من
کرمای کوفت می مالی!مثل ما مثل صابون و لیفه

*********************************
می دونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم؟
چونکه احمقی و عقلت مثل ناخنت ظریفه!

*********************************
چاره ای جز این ندارم آخه پول شدی تو جیبم!!!
می بینی که توی وصفت سرودم غزل،صحیفه!!!

**********************************

 

شاعر:خودم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 21:40  توسط آقای خاص!!!  | 

سنگ نوشته های قبر سرشناسان

متن سنگ قبر پروين اعتصامي


آنکه خاک سيه اش بالين است

اختر چرخ ادب پروين است

گرچه تلخي از ايام نديد

هر چه خواهي سخنش شيرين است

متن سنگ قبر فروغ فرخزاد


من از نهايت شب حرف ميزنم

من از نهايت تاريکي

واز نهايت شب حرف مي زنم

اگر به خانه من آمدي براي من م

اي مهربان چراغ بيارو يک دريچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

متن سنگ قبر کوروش کبير


اي انسان هر که باشي واز هر جا که بيايي

ميدانم خواهي آمد

من کوروشم که براي پارسي ها اين دولت وسيع را بنا نهادم

بدين مشتي خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

متن سنگ قبر فريدون مشيري


سفر تن را تا خاک تماشا کردي

سفر جان را از خاک به افلاک ببين

گر مرا مي جويي

سبزه ها را درياب با درختان بنشين

متن سنگ قبر فردين


بر تربت پاکت بنشينم غمناک

کوهي زهنر خفته بينم در خاک

از روح بزرگ هنريت فردين

شايد مددي به ما رسد از افلاک

متن سنگ قبر بابک بيات


سکوت سرشار از ناگفته هاست

متن سنگ قبر خسرو شکيبايي


در ازل پرتو حسنت زتجلي دم زد

عشق پيدا شدوآتش به همه عالم زد

متن سنگ قبر حافظ


بر سر تربت ما چون گذري همتي خواه

که زيارتگه رندان جهان خواهد بود

متن سنگ قبر سهراب سپهري


به سراغ من اگر مي آييد

نرم وآهسته بياييد

مبادا که ترک بردارد چيني نازک تنهايي من

متن سنگ قبر منوچهر نوذري


زحق توفيق خدمت خواستم دل گفت پنهاني

چه توفيقي از اين بهتر که خلقي را بخنداني

متن سنگ قبر وينستون چرچيل


من براي ملاقات با خالقم آماده ام

اما اينکه خالقم براي عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چيز ديگريست

متن سنگ قبر اسکندر مقدوني


اکنون گور او را بس است

آنکه جهان اورا کافي نبود

متن سنگ قبر نيوتن


ظبيعت وقوانين طبيعت در تاريکي نهان بود

خدا گفت بگذار تا نيوتن بيايد.....

وهمه روشن شد

متن سنگ قبر لودولف کولن(رياضي دان)

 

3/141562353589793238462633862279088

متن سنگ قبر فرانک سيناترا(بازيگر و خواننده)

بهترين ها هنوز در راهند....

انسانهاي بزرگ واقعا" بزرگند

متن سنگ قبر ويرجينيا وولف(نويسنده)

در برابرت خود را پر ميکنم از فرار نکردن

اي مرگ


و چند سنگ قبر دیگر
احمد شاملو
 
 
احمد اعطا
 
 
شاهپور بختیار
 
 
بانو دلکش
 
 
فرهاد
 

ناصرالدین شاه
 

حسن گل نراقی
 
 
هایده
 
 
حسین پناهی
 
 
مهدی اخوان ثالث
 
 
میرزاده عشقی
 
 
محمد تقی بهار
 
 
نادر شاه افشار
 
 
بیک ایمانوردی
 
 
صادق هدایت
 
 
ستار خان
 
 
شعبان جعفری
 
 
ویگن
 
 
شاه عباس
 
 
محمد رضا پهلوی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 21:56  توسط آقای خاص!!!  | 

اسپانیا قهرمان جهان در 2010

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 18:44  توسط آقای خاص!!!  | 

اگر قرآن تحریف نشده ، پس چرا قرائتهای مختلف از آن وجود دارد؟

پاسخ: وقتی قرآن نازل و نوشته می شده حروف زبان عربی نقطه و حرکات کسره و ضمه و فتحه و غیره نداشته است. خودِ عربها می توانسته اند چنین متنهائی را بخوانند ولی وقتی دیگران می خواسته اند قرآن بخوانند نمی توانسته اند. به این خاطر کسانی حروف قرآن را نقطه گذاری و حرکت گذاری کرده اند تا غیر عربها نیز بتوانند آنرا بخوانند، که این کار البته چیزی را به متن اصلی قرآن اضافه نمی کند و چیزی را نیز از آن کم نمی کند.

به سوره فيل توجه كنيد :

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیل ـــ أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ ـــ وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ ـــ تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ ـــ فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ.

فرق متن اوليه قرآن با متن فوق از سوره فيل در "نقطه ها" و "حرکات" است. ولی متن همان متن است.


قرائت بمعنی خواندن است و قرائت های گوناگون از قرآن یعنی خواندن یک حرف یا یک واژه با حروف یا حرکتهای مختلف. مثلاً در همین سوره فیل واژه « ترمیهم» وجود دارد که دو تا قرائت دارد. یعنی به دو شکل مختلف خوانده می شود: 1ـــ تـرمـیـهـم. 2ـــ یـرمـیـهـم. چرا اینطور است؟

واژه « ترمیهم» فعل مؤنث است در جمله به پرندگان بر می گردد و آنها را فاعلِ جمله می کند. و معنی جمله این می شود که پرندگان بوده اند که به فیل داران شلیک می کرده اند.

و واژه « یـرمـیـهـم » فعل مذکر است و در جمله به خداوند بر می گردد و وی را فاعل جمله میکند. و معنی جمله این می شود که این خداوند بوده که (از طریق پرندگان) به فیل داران شلیک می کرده است.

حالا آن کسیکه فکر می کرده که منظور گوینده این بوده که کسیکه به فیل داران شلیک می کرده پرندگان بوده اند دو تا نقطه بالای حرف اولی گذاشته و حرف « تـ » درست کرده و خوانده: «ترمیهم». و آنکسی که فکر می کرده که منظور گوینده این بوده که خداوند شلیک می کرده دو تا نقطه زیر حرف اولی گذاشته و حرفِ « یـ » درست کرده و خوانده « یـرمـیـهـم ». اختلاف فقط در گذاشتن دو تا نقطه در زیر حرف یا بالای آنست که نتیجه آن درست شدنِ حرفِ « تـ » یا حرفِ « یـ » است.

قرائت های مختلف در جاهای دیگر قرآن هم به همین ترتیب مربوط به نقطه گذاری و حروف گذاری است و تعداد آنها البته زیاد نیست. و همینطور مشخص نمودن آغاز جمله و پایان جمله ها در آیات بزرگِ چند جمله ای است، که در قرآنها فرق می کند ولی متن همان متن است. و چنانکه گفتیم این کار چیزی را از قرآن کم نمی کند و چیزی را به آن اضافه نمی کند.

منبع : سایت جامعه القرآن الکریم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 12:10  توسط آقای خاص!!!  | 

قران واقعا معجزه است!

قران سخن خداست نه حضرت  محمد (ص)

بنام خدا

قران كتاب اعجاز است زيرا داراي معجزات كلامي و غير كلامي علمي مي باشد. يكي از پرفروشترين كتابهاي جهان است و در آن داروي همه درد هاي بشر موجود است اما مفسر معصوم مي خواهد تا دستش برسد از شاخه بلند آن ميوه بچيند.

برخي از معجزات علمي قران مثل حركت زمين ، پست ترين نطقه زمين بحرالميت بودن در سوره روم به قولي .، افزايش محصول با آبياري باراني در سوره بقره در باغات و لقاح گياهان با باد و...

كه همه اينها از پيامبري بي سواد و يا باسواد آن زمان جز اعجاز چيزي نيست

برخي گفته اند اعجاز لفظي قران كه كسي نمي تواند مثل قران بياورد اعجاز نيست بلكه خداوند نمي گذارد مثل قران بياورند

و برخي از مخالفان قران گفته اند حافظ يا آثار شكسپير هم اعجاز مي ماند  .

در جواب اينان بايد گفت حافظ اولاً تحصيل كرده بوده و حافظ قران و نيز مطالب علمي فراتر از زمان خود نگفته است .و شكسپير نيز و برخي خيالبافي هاي ژول ورن نيز در يك زميينه بوده است و ادعاي اعجاز و نبوت هم ننموده اند. اين مطلب از اين لحاظ مهم است كه اگر كسي كاري كه بشر توان آوردن يك قسمتي از كار او را هم نتوانند بياورند  بياورد و ادعاي نبوت كند اين كار خلاف لطف خداست كه اين استعداد را به او بدهد و باعث گمراهي جامعه بشود و اگر چنين چيزي رخ دهد خدواند با چيزهايي ديگر كه به كسي مي دهد بر او غلبه مي كند و او را رسوا مي كند.

برخي در انيس الموحدين گفته اند كه امثال فردوسي و امروالقيس  اگر در نوع خود ماهرتر باشند اما شعراي ديگر اشعاري افصح از شعر آنها دارند ولو در يك جزئي ، در حالي كه قران تمام عالم را به معارضه مي طلبد كه يك سوره مثل قران بياورند و كسي تا حال نياورده است .

ريبا ترين مورد معارضه كه ديده ايم جملات زير از مسيلميه كذاب است  .وي اعاي پيامبري داشت و در مبارزه با قران اين سوره را ساخت:

الفيل و ما ادريك مالفيل له خرطوم طويل و ذنب وبيل  

فيل و تو چه مي داني فيل چيست  فيل داراي خرطومي طويل و دمي كوتاه است

اين سوره قلابي با ظاهري زيبا در معنا اشكال بزرگي دارد و آن اين است كه همه مي دانند فيل خرطومي طويل و دمي كوتاه دارد و لازم نبود بگويد تو چه مي داني ...

 

 

در حالي كه قران مطالب فراتر از زمان را گفته است . آن هم مطالب علمي كه بشر قرنها بعد به برخي از آنها مي رسد.

 

زوجیت گیاهان در قران

 ((و از تمام ميوه ها دو جفت در زمين قرار داد)) (ومن كل الثـمرات جعل فيها زوجين اثنين ).
اشـاره بـه ايـن كه ميوه ها موجودات زنده اى هستند كه داراى نطفه هاى نر وماده مى باشند كه از طريق تلقيح , بارور مى شوند.
اگـر ((لـينه )) دانشمند و گياه شناس معروف سوئدى در اواسط قرن 18 ميلادى موفق به كشف زوجـيت عمومى و همگانى در جهان گياهان شد, قرآن مجيد در يك هزار و چهارصد سال قبل از آن , ايـن حـقـيـقـت را فـاش ساخت , و اين خود يكى ازمعجزات علمى قرآن مجيد است كه بيانگر عظمت اين كتاب بزرگ آسمانى مى باشد.
و عـجـب ايـن كـه اين درختان و انواع مختلف آنها, ((گاهى از يك پايه و ساقه مى رويند و گاه از پايه هاى مختلف )) (صنوان وغير صنوان ).
مـمـكن است اين جمله اشاره به مساله استعداد درختان براى پيوند باشد كه گاه بر يك پايه چند پـيـونـد مـخـتلف مى زنند و هركدام از اين پيوندها رشد كرده و نوع خاصى از ميوه را به ما تحويل مى دهد.
و عجيبتر اين كه : ((همه آنها از يك آب سيراب مى شوند)) (يسقى بما واحد).
و با اين همه ((بعضى از اين درختان را بر بعض ديگر از نظر ميوه برترى مى دهيم )) (ونفضل بعضها على بعض فى الا كل ).
آيا هر يك از اين اسرار, دليل بر وجود يك مبدا حكيم و عالم كه اين نظام رارهبرى كند نيست .
ايـنـجـاست كه در پايان آيه مى فرمايد: ((در اين امور نشانه هايى است (از عظمت خدا) براى آنها كه تعقل و انديشه مى كنند)) (ان فى ذلك لا يـا ت لقوم يعقلون ).
(آيه ).

منبع:

www.aviny.com/

اگر كسي با وجود اين همه مطلب علمي قران آن را اعجاز نداند دچار وسواس است

اين در حالي است كه كتاب مقدس را كتاب اسماتني مي شمارند در حالي كه تناقضات عددي ان وحشتناك است

يهوياكين 8 ساله بود كه پادشاه شد

يهوياكين 18 ساله بود كه پادشاه شد

يكي از نشانه هاي اعجاز قران اين است كه در اديان ديگر اشاره به وحي بودن ان شده است . به اين پست مراجعه فرمائيد

 http://islamyar.blogfa.com/cat-699.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 19:44  توسط آقای خاص!!!  | 

 
به گزارش آینده روشن، به نقل از پایگاه برنا و به نقل از محيط، اين پزشک مصري در حاليکه در يک مسجد بزرگ در عربستان نماز مي خواند، ناگهان حاضران را دور خود جمع و چنين ادعايي کرد.
 
وي در ادامه خطاب به حاضران در مورد برخي مشکلاتي که براي وي به وجود آمده و در سر راه زندگي وي بوده، توضيح داد.
 
او پس از پايان سخنانش، در حاليکه قصد خروج از مسجد را داشت، جلوي در با نيروهاي امنيتي عربستان روبرو و توسط آنان بازداشت شد. 

پس از بررسي هاي انجام شده، ماموران امنيتي پي بردند که وي از يک بيماري روحي رنج مي برد و حدود ده ماه است که توسط مسوولان بيمارستان از کارش اخراج شده است زيرا چندين بار در کار خود اشتباه کرده بود و گاهي سخنان بي ربط مي گفت.
 
 
عکس های مدعیان دروغین:
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 21:54  توسط آقای خاص!!!  | 

مرا که ساخت؟

 

 

مرا کسی نساخت، خدا ساخت،

 نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم.

 کسم خدا
بود،

 کس بی کسان.

در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و


در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش

طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راهمرا کسی

نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم.

 کسم خدا بود، کس بی
کسان

 
مرا کسی نساخت، خدا ساخت،

 نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم.

کسم
خدا بود،

 کس بی کسان.

 در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب
شدم و در هوای دوست

داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از
دانش طعامم دادند و از

شعر شرابم نوشان
مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می
خواست که من کسی

نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر
غنی گشتم و از چشمه

ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر
برداشتم و در بالای غرور

قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر
نوازشم کردند تا :

 حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و
بهانه زیستنم!
دند و از

مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم
و زیبایی عشقم شد و

بهانه زیستنم!
ان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه
ایمان سیراب شدم و در

هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور
قد کشیدم و از دانش

طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا :

حقیقت دینم
شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم! رفتنم

خیر حیاتم


شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم!
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 14:58  توسط آقای خاص!!!  | 

سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد؟

 
سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد؟
کجا دستاتو گم کردم، که پایان من اینجا شد؟
کجای قصه خوابیدی، که من تو گریه بیدارم
که هر شب هُرم دستاتو، به آغوشم بدهکارم
تو با دلتنگیای من، تو با این جاده هم دستی
تظاهر کن ازم دوری، تظاهر می کنم هستی
تو آهنگ سکوت تو، به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست، فقط تصویر می بینم
یه حسی از تو در من هست، که می دونم تورو دارم
واسه برگشتنت هرشب، درارو باز می زارم
سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد؟
کجا دستاتو گم کردم، که پایان من اینجا شد؟
کجای قصه خوابیدی، که من تو گریه بیدارم؟
که هر شب هُرم دستاتو، به آغوشم بدهکارم
تو با دلتنگیای من، تو با این جاده هم دستی
تظاهر کن ازم دوری، تظاهر می کنم هستی.. . ...
 
به نظرت این مخاطبش کی می تونه باشه؟
 
بعد از سی و چند سال واقعا هنوز!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 17:17  توسط آقای خاص!!!  | 

چقدر افتخار؟

سلام.

۱۳ رجب مبارک.

افتخار می کنیم که حضرت علی داشتیم.

افتخار می کنیم که حافظ و سعدی و فردوسی و... داشتیم

افتخار می کنیم که تمدن داشتیم.

افتخار می کنیم که آثار تاریخی فراوان داشتیم.

افتخار می کنیم که شریعتی و مطهری داشتیم.

افتخار می کنیم که تیم ملی خوبی داشتیم.

افتخار می کنیم که فلانی را داشتیم.

افتخار می کنیم که                    اه! تا کی افتخار؟   چقدر باید افتخار کرد؟

 

 

 

 

باغ من:

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستين سرد نمناكش
باغ بي‌برگي، روز و شب تنهاست،
با سكوت پاك غمناكش.


 

ساز او باران‌، سرودش باد
جامه‌اش شولاي عرياني‌ست
ور جز اينش جامه‌اي بايد،
بافته بس شعلة زر تار پودش باد


 

گو برويد يا نرويد هر چه در هر جا كه خواهد يا نمي‌خواهد،
باغبان و رهگذاري نيست
باغ نوميدان،
چشم در راه بهاري نيست


 

گر ز چشمش پرتوِ گرمي نمي‌تابد،
ور به رويش برگِ لبخندي نمي‌رويد؛
باغ بي‌برگي كه مي‌گويد كه زيبا نيست؟
داستان از ميوه‌هاي سر به گردون‌سايِ اينك خفته در تابوت پست خاك مي‌گويد

(افتخارات ما)


 

باغ بي‌برگي
خنده‌‌اش خوني است اشك‌آميز
جاودان بر اسبِ يال‌‌افشانِ زردش مي‌چمد در آن
پادشاه فصل‌ها، پاييز.

 

مقصود شعر:تنها زیبایی کنونی ایران افتخارات قدیمیش هستند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 15:11  توسط آقای خاص!!!  |